Translate (ترجمه سایت)

یکشنبه ۸ اردیبهشت ۱۳۹۲ ه‍.ش.

کس دادن مامانم


سلام من بی نام هستم ببخشید طول کشید تا داستان جدید سکس مامانمو بگم دلیلش این بود که من برای پی بردن به کارهای مامانم مجبور شدم با یه نفر که اسمش مصطفی بود و حدس میزدم با مامانم رابطه داره دوست بشم اون فرد هم کسی بود که چند وقت یکبار برای نظافت خونه و راه پله به خونه ما میومد دلیلشهم هم این بود که اون با اینکه تو یه تعمیرگاه مشغول کار بود بازم برای نظافت خونه ما میومد.
شروع طرح دوستی من با مصطفی.
یه روز مصطفی برای نظافت به خونه ما اومده و مامانم براش کاری پیش اومد واز خونه رفت من و مصطفی تنها بودیم من بهش گفتم خسته شدی بیا بریم تو اطاق من هم چایی بخوریم و هم تو اینترنت یه گشتی بزنیم قبول کرد و رفتیم تو اطاق یه مدت تو اینترنت چرخیدیم بردمش سراغ سایتهای سکسی چندتا عکس نشونش دادم اون هم خوشش اومد خلاصه با هزار بدبختی مخشو زدم که با هم سکس بکنیم قرار شد اون اول منو بکنه بعد من اونو بکنم بعد از ور رفتن با هم کیرشوکرد تو کونم درد شدیدی گرفت اونم سریع کیرشو درآورد و قرار شد بزاره لا پام....
بعد از سکس با هم یا بهتر بگم gay باهم اون مشغول کار شد منم باهاش شروع به حرف زدن کردم تا اینکه یه دفعه بهش گفتم دوست داری مامانه منو بکنی که دیدم یه دفعه خشکش زد قرمز شد منو نگاه کرد و گفت مگه تو خبر داری منم زود دوزاریم افتاد گفتم اره ولی اشکالی نداره من از کس و کون دادن مامانم خوشم میاد و بعضی از سکسهاش خبر دارم و یواشکی دیدم تو باید برام تعریف کنی که چه طوری مامانمو کردی و برای اطمینان بیشترش داستان سکس مامانم با تعمیرکار تو سایت بهش نشون دادم و اون هم قبول کرد شروع به تعریف کردن از اولین سکسش با مامانم کرد از اینجا به بعد داستانو از زبان مصطفی
شروع داستان :
دفعه دوم بود که برای نظافت خونتون اومده بودم مامانت یه شلوارک مشکی با یه تی شرت آستین حلقه ای نارنجی تند تنش بود یه چادر سفید سرش کرده بود ولی از روی چادرهم لباسهای تنش معلوم بود و خیلی حشری کننده بود هر وقت که داشت با من حرف میزد چادرشو باز و بسته میکرد منو بیشتر حشری میکرد با خودم فکر میکردم میشه یه بار این خانم رو بکنم یا نه تو این اوضاع تلفن زنگ زد و مامانت رفت تو اطاق گوشی برداشت و با طرف پشت خط خیلی راحت حرف میزد بهش جنده جون از این حرفها میزد من واقعا حشری شده بودم. حرف زدنه مامانت تموم شد رفت طبقه بالا. من که راست کرده بودم فرصت رو غنیمت شمردم رفتم تو نورگیر شروع کردم با کیر راست شدم ور رفتن و جق زدن تو خیال داشتم مامانتو میکردم که چشمام به پنچره طبقه بالا افتاد دیدم که مامانت داره منو با کیره تو دستم نگاه میکنه خشکم زد اونم تا دید من متوجه شدم با دستش یه بوس برام فرستاد دوید اومد پایین البته بدون چادر بهم گفت بیا تو اونجا خوب نیست از ترس میلرزیدم دستم به کیرم خشک شده بود حالیم نبود کیرم از شلوار بیرونه که مامانت گفت: تا من هستم چرا جق میزنی. دستمو گرفت منو برد طرف کاناپه نشست منو هم کنارش نشوند گفت : از من خوشت میاد. دوست داری با من سکس کنی ؟ من گفتم خانم شما آخه. که سریع حرفمو قطع کرد و گفت : من دوست دارم با همه سکس کنم چون شوهرم قبل از طلاق من همیشه با دخترا سکس میکرده و من هم به خاطر همین طلاق گرفتم از موقع با هر کی که بشه سکس میکنم با این حرفش خیالم راحت شد. اومد شروع کنه که گفتم پسرت چی که گفت: اون حالا حالاها خونه نمیاد ما تنها هستیم میتونیم یه سکس حسابی بکنیم.
کارمونو شروع کردیم اول اون کیرمو حسابی خورد خیلی هم خوب می خورد یه مقدار گذشت پا شد گفت : لباسامو درار منم شروع کردم اول تی شرتشو درآوردم تا تیشرتشو کشیدم بالا دوتا پستون درشت افتاد جلوی صورتم تحملم تموم شد افتادم به جون پستوناش شروع کردم گاز زدن خوردن مک زدن مامانتم میگفت تمومش نکنی برای دفعه بعد هم بزار. بعد از پستونش رفتم سراغ شلوارکش تا کشیدم پایین چشم به شورت تور سفید افتاد که کسش معلوم بود پشم کسش رو هم زده بود فقط یه خط باریک موی کوتاه داشت مثل زنهای تو فیلمهای سوپر خوابوندمش مشغول به خوردنه کس شدم اونم پاهاشو دو طرف سرم فشار میداد سرمو به کسش فشار میداد بعد از 10-15 دقیقه ای خوردن پاشدم لخت شدم کیرمو گرفتم جلوی کسش و گفتم اجازه هست که اون هم گفت بفرما منو جر بده کیرمو کردم تو کسش مشغول تلمبه زدن شدم یه مدت گذشت بهش گفتم میشه بکونم تو کونت که گفت بفرما همه کردن تو کونم تو روش. برگشت رفت رو زمین به صورت چهار دستو پا شد منم رفتم پشتش کردم تو کونش اولش سخت رفت تو ولی تا ته که کردم توش صداش در اومد شروع به ناله کرد منم یه مقدار آروم جلو و عقب کردم تا وقتی که روون شد سرعت عقب و جلو کردمو بیشتر کردم صورت مامانت سرخ شده ناله میکرد میگفت منو جر بده این جور حرفها. داشت آبم میومد که بهش گفتم بریزم تو کونت که گفت نه نریز تو بریز رو پستونام رو شکمم کیرمو کشیدم بیرون اونم سریع برگشت منم آبمو ریختم رو شکمش رو پستوناش بهش گفتم کیرمو میخوری که گفت دوست نداره آب کیر بخوره با دستمال کاغذی شکمشو پاک کردم کنارش خوابیدم باهاش ور رفتم بوسش کردم از هم لب گرفتیم اون پاشد رفت حموم منم لباس پوشیدم مشغول تمیزکردن شدم 10 دقیقه ای گذشت از حموم اومد بیرون یه حوله تنش بود لباساشو از روی زمین جمع کرد و اومد کنارمو بهم گفت : بهت خوش گذشت خوشت اومد ؟ منم گفتم آره گفت: پس دیگه به خاطر من جق نزن هر موقع که خواستی بگو که با هم حال کنیم منم گفتم هر موقع که خواستم بیام گفت : زنگ بزن تا موقعیت جور کنم بیای و یه لب از هم گرفتیم گفت میرم بالا لباس بپوشم پسرم نیاد منو اینجوری ببینه بگه مامانم جنده است بخواد منو بکنه بهش گفتم مگه بده که بکنتت گفت دوست ندارم با پسرم و آشناها سکس کنم فقط غریبه ها اینو گفت و رفت بالا....
تعریف کردنه مصطفی تموم شد یه نگاه به من کردو خندید آخه تو این مدت تعریف کردن داستان سکس مامانم باهاش من داشتم جق میزدم آبم اومده بود ریخته بود تو دستم مصطفی گفت خیلی خوشش میاد که مامانت کس میده منم گفتم آره اون گفت افتخار کن مامانت به خیلی ها داده

فرشید پارسائی

۲ نظر:

  1. بالاخره مادرتم حق داره لذت ببره

    پاسخحذف
  2. اشکالی نداره بلاخر
    ه اونم باید ارضا شه ولی چرا باکارگر

    پاسخحذف

نظر شما در مورد این پست؟