شنبه ۳۰ آذر ۱۳۹۲ ه‍.ش.

زنی که گم شده بود!

اسمم امیره و 19 سال سن دارم . تازه دانشجو شدم ترم اولی خوب بهتره از موضوع اصلی خارج نشیم .
من تا یه هفته پیش هیچ سکس واقعی نداشتم اما تو این هفته یه اتفاق جالبی برام افتاد یه روز عادی بود مث همیشه اماده شدم برم دانشگاه تو راه به فکر فیلمایی که جدید دان کرده بودم افتادم یه فیلم خیلی قشنگی بود در کل فکرم مشغول بود بعد دانشگاه که داشتم میومدم خونه تو راه یه قسمت رو باید پیاده میرفتم (در ضمن دانشگاه ما نزدیک الاهیه مشهده با این که نزدیک شهره ولی خیلی سوت و کوره و زیاد رفت و امد نداره ) داشتم بی خیال واسه خودم میرفتم که دیدم یه ماشین چند قدم جلو تر از من نیگه داشت اول فکر کردم که که یه عاقا باشه جلو تر که رفتم دیدم نه شال سرشه نمیتوتونه مرد باشه رفتم جلو یه دیدم یه خانوم خیلی خوشمل با عینک دودی تخت ارایش خیلی سکسی و فشن حدودا 30 ساله پشت فرمون نشسته میخواستم رد بشم که دیدم صدام کرد اومدم جلو تر گفتم بفرمایید امرتون اول یکم شالشو راست و ریست کرد بعد گفت میخواستم برم به این ادرس ولی مث اینکه گم شدم میتونین کمکم کنین ؟؟؟


منم ادرسو ازش گرفتم یه نگاه انداختم گفتم اره بعد ادرسو بهش دادم اونم ازم تشکر کرد و رفت اول با خودم گفتم عجب بی معرفتی بود ها حداقل یه تعارف نزد که ما رو تا یه جایی برسونه بعد دیدم یه دفه ماشینشو نیگه داشت و دنده عقب اومد سمت من اومد جلو گفت میشه شما هم با من بیاین ؟؟؟ ( اخه یکمی گیج شدم میترسم بازم گم بشم منم خوشحال که حداقل تا یه جایی منو میرسونه اخه مسیرش نزدیک مسیر بود اول میخواستم برم صندلی عقب بشینم که صدام کرد بیا جلو میخوام بهم ادرس بدی منم رفتم جلو نشستم اول خیلی خجالت میکشیدم یکمی عرق کرده بودم اونم متوجه شد گفت اگه گرمتوه کولر رو روشن کنم منم گفتم منم گفتم نه ممنون هوا خوبه بازم اگه خودتون دوست دارید روشن کنین کولر رو روشن کرد یکمی حالم بهتر شد خیلی خجالت میکشیدم اصلا تو صورتش نیگاه نمیکردم فقط ادرس و میدادم اخه سنش زیاد بود هم سن پدرم بود البته یکم بالا پایین هه هه هه .
خلاصه رسیدیم به درس مورد نظر یه نمایندگی ماشین بود من خداحافظی کردم که برم یه هو صدام کرد گفت اگه دیرتون نمیشه چند دقیقه صبر کنین من میرسونمتون منم اول گفتم خودم میرم ولی وقتی اصرار کرد قبول کردم ( هه منه ساده رو باش یه لحظه ام به فکر سکس باهاش نبودم فقط میخواستم زودتر کارش تموم شه منو برسونه تا برم بقیه بازی اویل 6 رو تموم کنم )

بعد یه چند دقیقه ای منتظر موندم تا بلاخره عروس خانوم تشریف اوردند سوار ماشین شدیم بعد ازم پرسید خونتون دقیقا کجاست منم ادرس دقیق رو دادم بعد گفت بر عکس منم خونمون همون اطرافه میتونم برسونمتون در خونه منم خوشحال شدم که حداقل بعد این همه که طول کشیده حداقل با ماشین میرم خونه نمیخواد هی اتوبوس سوار بشم و از این حرفا .
حرکت کردیم تا نزدیک خونمون بودیم اگه همینجوری به راهش ادامه میداد بیست دقیقه دیگه خونه بودم . ولی یه هوو پیچید تو کوچه فرعی ازش دلیلشو پرسیدم گفت اول میرم خونه یه کاری دارم بعد میرسونمتون یکم بهش مشکوک شدم میخواستم پیاده شم ولی دلم میخواست بمونم ببینم اخرش چی میشه . یکم که رفتیم جلو تر رسیدیم دم خونشون در صندوق عقب ماشین رو باز کرد بعدشم رفت در خونشون رو باز کرد بعد اومد منو صدا کرد گفت میشه یه کمکی بکنین این وسایل رو ببریم بالا ؟؟؟
هه هه انگاری با پتگ کوبیدن تو سرم با خودم گفتم اینم منو شناخته فکر کرده کارگر افغانیم از ظهر مث نوکرش هی منو دنبال خودش کشونده اینور و اونور خلاصه با کمی مکث بلند شدم رفتم وسایل رو بردم بالا خواستم بیام پایین صدام کرد گفت بزارین یه شربط واستون درست کنم اخه خیلی خسته شدید منم دیگه چیزی نگفتم اومدم نشستم رو مبل بعد یه دقیقه یه شربت برام اورد خودش رفت تو اتاق خواب منم شربتمو خوردم منتظر وایسادم تا بیاد دیدم دیر کرده صداش کردم اگه اشکالی نداره من خودم برم دیگه شما زحمت نکشین خونمون نزدیکه . اینو که گفتم دیدم خانوم خانوما با یه تاپ صورتی و یه دامن قرمز اومد بیرون واییییی نمیدونم چطوری بگم واسه بار اولی بود که از نزدیک همچین چیزی رو میدیدم سینه هاش از سوتینش زده بودند بیرون خیلی قلمبه بود فقط میخواستی همشو بکنی تو دهنت اگه تو حالت طبیعی پاهاشو میدیدم درجا ابم فوران میکرد بیرون ولی داشتم اب میشدم نمیدونم از خجالت بود یا از ترس

چشام داشت باباغوری میرفت اصلا باورم نمیشد فکر میکردم که خوابم وقتی به خودم اومدم دیدم دستام تو دستشه میخواستم یه چیزی بگم که یهووو انگشتشو گذاشت جلو دهنم و بهم گفت که تو امروز مال منی دوباره شاخ هام شروع به روویدن کرد .
همینجور مات مونده بودم اومد جلو لبشو گذاشت رو لبم داشت ازم لب میگرفت ( راستشو بخواین اول چندشم شد چون تا حالا تجربشو نداشتم یه جوورااییی بدم میومد ولی یکم که گذشت باهاش همراهی میکردم کم کم داشت خیلی خوشم میومد یه مزه خاص داشت یه خیلی حس عجیبی داشتم یه حس شیرین و باحال همراه با شهوت زیاد از همه باحال تر وقتی بود که زبونشو میداد تو دهنم خیلی خوشم میومد . یکم که لب بازی کردیم دستشو برد زد به کیرم که سیخ سیخ شده بود کیرم از خوشحالی میخواست بال در بیاره بعد زیپ شلوارمو باز کرد شلوارمو در اورد خودمم بقیه لباسامو در اوردم . بعد یه لب خوشمل ازم گرفت منو نشوند رو مبل خودشم شروع کرد واسم ساک زدن بعد همینجوری که داشت کیرمو نوش جان میکرد بهم گفت تو نمیخوای لباسای منو در بیاری منم یهوو به خودم اومدم دیدم همه کارا رو اون داره تنهایی میکنه اول تاپشو در اوردم زیرش سوتین نبسته بود تا چشم به سینه هاش افتاد از خود بی خود شدم دلم میخواست فقط تا صبح سرمو بزارم رو سینه هاش بعد به صورتش نیگاه کردم دیدم داره به پایین اشاره میکنه متوجه شدم که باید دامنشم در بیارم با خودم گفتم اَه میموردی همون اول خود درشون میاوردی هه هه دامنشو در اوردم زیرش یه شرت هم رنگ تاپش بود شرتشو که دیگه زدم بالا یه هوویی کیرم که یکم اروم گرفته بود یههوووییی چسبید به سقف وایی چه کس باحالی داشت فکر کنم یه ماهی میشد که هیچ کیری توش نرفته اخه خیلی پف کرده بود .

بعد که لخت لخت شدیم دوباره منو به من گفت بشین رو مبل منم نشستم دوباره شروع کرد به خوردن کیرم هه هنوز دو دقیقه ام نشده بود که داشت واسم میخورد که دیدم داره ابم میاد بهش گففتم که الانه که ابم بیاد ولی چیزی نگفت همینجور ادامه داد تا همه ابم ریخت تو دهنش بعدم همشو خورد ( هه برام جالب بود این ابی رو که همش لای دستمال تووالت میریختم و مینداختم بیرون رو چطوری نوش جان کرد ) من دیگه بی حال بی حال شده بودم تا همینقدر برام کافی بود . یه دقیقه بی حس افتادم رو مبل بعد چشامو باز کردم دیدم داره ازم لب میگیره اصلا حس و حال ادامه دادن نداشتم ولی اون ول کن ماجرا نبود مث اینکه کارش تازه با من شروع شده بود .
خلاصه یکم که گذشت منم دوباره سر حال شده بودم و باهاش همراهی میکردم بعد دست منو گرفت رفتیم تو اتاق خواب اول اون خوابید رو تخت لای پاشو باز کرد بهم گفت نمیخوای یه حالی به من بدی منم گفتم باشه الان اومدم نشستم رو تخت و شروع کردم به مالوندنش یکم که ادامه دادم مث اینکه از کارم ناراضی باشه به تعنه گفت تا حالا کس فیلم سوپر ندیدی منم گفتم زیاد دیدیم برای چی گفت خوب یکم مث تو فیلما باش یکم به کسم حال بده میخوام همشو واسم بخوری تا این حرفو زد جا خوردم اصلا دلم نمیخواست دهنمو بزنم به کسش ولی مجبور بودم چون اون حسابی بهم حال داده بود بی انصافی بود که من اینجوری ولش میکردم .
اول اروم اروم زبونمو میزدم بهش بعد برام طبیعی شد قشنگ زبونمو تا اخر میکردم تو کسش اونم هی اه ناله میکرد منم وقتی اه ناله های اونو دیدم جوو گرفتم هی بیشتر و بیشتر میخوردم تا اینکه دیگه صداش خیلی بلند شد کم کم داشت التماسم میکرد که بکنم تو کسش منم بلند شدم یه لب خوشگل ازش گرفتم کیرمو گذاشتم لبه کسش وایییییییییی چه کس تپلی بود کیرم دیگه صبرش تموم شده بود قرار بود اولین کس عمرشو فتح کنه .

کیرمو رو لبه کسش نیگه داشته بودم بعد اروم اروم دادم رفت تو با اینکه کیرم زیاد بزرگ نبود ولی تا یکمی ازشو دادم تویه جیغی کشید که همونجا میخواست ابم بیاد حالا نمیدونم این جیغش از شهوت بود یا از درد .
بعد که کیرمو دادم تو شروع کردم به تلب زدن ف اول سرعتم خیلی کم بود ولی وقتی صدای نازشو تو گوشم میشنیدم که دائم میگفت بکن بکن منم کم کم سرعتمو بیشتر کردم اون اههههه و ناله میکرد منم مث یه دریل داشتم سوراخش میکردم .
بعد بلند شد منو خوابوند رو تخت خودش شروع کرد بالا و پایین کردن این کارش خیلی حال داد دقیق مث تو فیلمای سوپر بود در ضمن اینم بگم خانومه کار بلد بود ها فکر کنم قبلا خیلی رو این چیزا کار کرده بوده برای همین مث یه جنده واقعی بود .
همینجور که اون بالاوپایین میپرید منم داشتم سینه های نازشو میمالیدم واییییی واقعا عاشق سینه هاش شده بودم از تو دستام ولشون نمیکردم نوک سینه هاشو گرفته بودم میکشیدم خیلی باحال بود .
همینطور داشتم حال میکردم که فهمیدم الاناست که دیگه ابم بیاد بهش گفتم ابم داره میاد تا اینو گفتم سریع بلند شد رفت از تو کشو یه اسپری اورد زد وبهم گفت من حالا حالا ها ارضا نمیشم باید همینجور صبر کنی من به کیرت نیاز دارم کیرت فقط مال خودمه .

هه منم با خودم گفتم طفلی کیر بیچاره ی ما تا دیروز هفته ای یه بار به زور بهش حال میدادم ولی تو یه روز دارند اینجوری ازش کار میکشند میترسم یه دفه سیستمش گیریپاژ کنه و وسط کار این بنده خدا رو بی نسیب از نعمت کیر بزاره .
خلاصه اسپری رو زد دوباره مث وحشیا پرید روم شروع کرد به بالاو پایین پریدن اینبار بالا و پایین پریدنش خیلی شدت داشت طوری که تختم داشت تکون تکن میخورد همینطور ادامه میداد تا خسته شد بعد به من گفت میخوام منو به حالت سگی بکنی خندیدم گفتم حالت سگی باز چه صیغه ایه گفت من چهار دست پایی رو زمین وای میستم بعد تو از عقب میزاری تو کسم منم سریع برنامه رو پیاده کردم و دوباره دست به کار شدم حالا هی تلب بزن که میزنی لامصب مث اینکه سیرایی نداشت اصلا ارضا نمیشد ( از قدیم گفتند کار هر مرد نیست خرمن کوفتن گاو نر میخواهد و مرد کهن) ما رو چه به کس گاییدن ما باید بریم همون جرقمون رو بزنیم .
خلاصه با تمام قوا داشتم ادامه میدادم اما مث اینکه دیگه قوایی واسمون نمونده بود نزدیک اومدن ابم بود که دیدم ارضا شده منم کیرمو کشیدم بیرون بعد برش گردوندم خواستم از کون بکنمش که دیدم میخواد بلند شه گفتم چی شد تا ارضا شدی میخوای منو تو خماری بزاری بقیه کار رو خودم جرق بزنم تا ابم بیاد ؟؟؟

گفت: نه تا حالا کسی منو از کون نگاییده اندامم خراب میشه منم تا اینو شنیدم توچشاش نیگاه کردم گفتم من کستو فقط به امید این لحظه گاییدم این کونه خوشگلی که تو داری حیفه من ازش بی نسیب بمونم . دیدم داره نق نق میکنه بعد گفتم بابا این کیر دو سانتی من چه کار به اندام تو داره بی معرفتیه که بعد اینقدر که ازش کار کشیدی اون چیزی رو که دوست داره بهش نمیدی بعد دیدم که دیگه حرفی نزد رفت یه کرم اورد گفت یه شرط داره گفتم قبوله گفتم چه شرطی گفت بعد اینکه سکس تموم شد بهت میگم منم گفتم باشه یکم کرم مالیدم سر کیرم یکمم سر سوراخ کونش مالیدم اول یه انگشتمواروم کردم تو بعد همینطور ادامه دادم انگشت بعدی و بعدی رو هم دادم تو سه تا از انگشتامو تا اخر کردخه بودم تو کونش اونم هی اخخخخ و اووووف میکرد . بعد سر کیرمو گذاشم دم سوراخ بهش گفتم اجازه هست اونم گفت اجازه ما هم دست شماست ازادین منم دیگه تا اینو شنیدم یه هوووووییی کیرمو دادم رفت تو واییییی چشت روز بد نبینه یه جیییییغیی زد که ده تا کوچه اونور تر صداش رسید منو میگین به خودم زیده بودم فکر کردم سوراخ کونشو جر دادم ازش پرسدیم حال خوبه داشت گریه میکرد گفت خیلی درد داره چرا یه دفه دادی رفت تو منم گفتم ببخشید تا حالا تجربشو نداشتم نمیدونستم اینجوری میشه خلاصه یکم که گذشت دیدم حالش بهتر شد دوباره کیرمو گذاشتم دم سوراخ ولی اینبار خیلی ارومد دادم رفت تو طوری که اصلا حس نکرد بعد یکم نیگه داشتم وقتی دیدم سوراخش به کیرم عادت کرده شروع کردم به عقب جلو کردن وایییییی چه کوووونیییی بود کیرم داشت اتیش میگرفت خیلی تنگ بود واقعا تا حالا هیچ کیری توش نرفته بود هه کیر منم اگه یکم کلفت تر میبود هرگز این شانسو نمیداشت که این سعادت نصیبش بشه با خودم میگفتم یعنی واقعا من بیدارم یا دارم مث هر شب خواب میبینم ولی این رویا نبود این اخر حال کردن بود .

داشتم اروم اروم تلب میزدم و فکر میکردم که کم کم صدای اه نالش بلند شد مث اینکه واقعا داشت حال میکرد فقط میگفت بکن بکن محکمتر بکن اون سوراخ حق تیه مال خودته هر جور دوست داری ازش استفاده کن منم تا اینارو شنیدم یه انرژی مضاعف گرفتم و سرعت 120 تا رو پر کردم هم شدت زیادی داشت هم سرعت زیادی داشتم هر چی تند تر میزدم اونم بیشتر حال میکرد تا جایی که داد میزد میگفت میخوام پارم کنی پارم کن پارک کن منم دیگه با نهایت سرعت بدون توقف داشتم اون کون خوشگلشو میگاییدم که حس کردم کیرم داره اتیش میگیره اره نزدیک اومدن ابم بود بهش گفتم ابم داره میاد چیکار کنم سریع بلند شد پچرخید گفت ابتو بریز تو کسم این کس خیلی تشنشه چند وقتی میشه که خشک شده همشو بریز توش همشو میخوام منم دوباره کیرمو کردم تو کسش یکم که تلب زدم به نقطه انفجار رسیدم واقعا این لحظه رو فراموش نمیکنم بار اولی بود که اینجور موقع اومدن ابم داشتم حال میکردم کیرم داغ داغ بود همه ابمو ریختم تو کسش بلافاصه افتادم روش حتی حال در اوردن کیرمم نداشتم همینجور گذاشتم تو بمونه یه چند دقیقه ای رو روش خوابیده بودم بعد کم کم با لب گرفتناش بیدار شدم یکم با هم تو تخت حال کردیم و لب گرفتیم بعد بهم گفت بلند شو بریم حموم که امروز واسه خودت مرد شدی منم یه خنده حسابی زدم و بلند شدیم با هم رفتیم حموم تو حمومم خودمون رو صابونی کرده بودیم هی تو بغل هم لیز میخوردیم خیلی کیف میداد لغزنده لغزنده بودیم کیرمو میذاشتم وسط پاهاش ولی سر جاش نمیمون هی لیز میخورد میومد بالا بعد یکم حال و حول خودمون رو شستیم اومدیم بیرون من لباسامو پوشیدم اونم رفت لباساشو پوشید دوباره اون ارایش خفنشو پیاده کرد یه چیزی از تو یخچال اورد دو تایی خوردیم ( خیلی با هم صمیمی شده بودیم اصلا جلوش احساس خجالت نمیرکردم ) باهام شوخی های سکسی میکرد بهم میگفت باید اون کسی که تو رو زاییده رو بوسید که همچین پسر دست گلی رو به من داده منم تو ذهنم به این فکر میکردم که عایا واقعا این لحظه دوباره برام اتافاق میفته یا نه .

همینجور که داشتیم غذا میخوردیم و صحبت میکردم من ازش پرسیدم تو چرا تنهایی نه با این همه سن ( 30 ) نه شوهری نه بچه ای نه پدری نه مادری ؟؟؟
بهم گفت پدر مادرم که شهرستانند این خونه شوهرمه بچه ام ندارم شوهرمم یه سال پیش تو حادثه رانندگی فوت کرده من موندم و این خونه یکم بهش دلداری دادم بعد بلند شدیم که منو برسونه خونه توی راه بهم گفت یادته وقتی میخواستی منو از کون بکنی گفتم یه شرطی داره ؟؟؟
منم گفتم ک اره یادمه ف شرطش چی بود ؟؟؟
گفت شرطش رو که هر چی بود قبول کردی و نمیتونی زیرش بزنی . منم گفت باشه زیرش نمیزنم من سر حرفم میمونم .
بعد بهم گفت شرطش این بود که من هر روزی که نیاز به سکس داشتم تو اون کیر قشنگتو به من قرض بدی همینطور هر وقت تو نیاز داشتی کس و کون من متعلق به تویه اصلا رو دروایسی نکنی خونمون رو که بلدی فقط شمارمو بهت میدم باهام هماهنگ کن که قبلش خونه باشم .
منم با خوشحالی تمام قبول کردم گفتم باشه هر چی شما بگی .

رسیدیم دم خونمون شماره رد و بدل کردیم اومدم پیاده شم که دستمو گرفت منو کشید جلو یه بوسه قشنگ داد و بای گفتیم اومدم تو خونه .
الان حدودا شش روز از اون ماجرا میگذره نه اون تماس گرفته نه من ف حالا من موندم این وسط چیکار کنم بزنگم یا نه چون اگه بازم بخوام باهاش سکس کنم دوباره دهنم سرویس میشه چون به این راحتیا ارضا نمیشه .
خوشحال میشم اگه تو این زمینه به یه تازه وارد راهنمایی بدید.
تنکس از همه .
فرشید پارسائی

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

نظر شما در مورد این پست؟